ميرزا حسن حسينى فسايى

679

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

از اوج به حضيض و از شرف به و بال رسيد و تفصيل آن را هريك از مورخين به مناسبت وقت خود نگاشته‌اند و از همه به صدق نزديك‌تر ، چيزى است كه مرحوم ميرزا فضل اللّه خاورى شيرازى « 1 » ، در تاريخ ذو القرنين نگاشته است ، كه : چون اين بنده مدحتگر ، مأمور بودم كه حقيقت هر واقعه را بالمشافهه ، از سركار صاحبقرانى تحقيق كنم و هر فرمايش را بدون كم و زياد تحرير نمايم و چون به اين داستان رسيدم ، ماجرا را پرسيدم در جواب فرمود : چنان بنويس كه سياست‌فرما به خطا نرفته و سياستى هم خيانت نكرده است تا هر دو بىتقصير شوند متوكلا على اللّه كلك و دفتر برداشتم و اين فقره را نگاشتم كه ابناى زمان را به اقتضاى فطرت ، خصلت حسد را با جان در جسد سرشته و بر پيشانى آنها اين صفت ناپسند نوشته است . رفتار قابيل با هابيل ، دليلى است روشن ، پس اگر زمانه كسى را برگزيند كه بر مسند عزتى كه عين ذلت است ، نشيند ، اقرانش را خار حسد در دل خليده ، تيغ خلاف از اطراف بر روى او كشيده دارند و دوستان موافقش ، دشمنان منافق شوند ، خاصه مشيران كارگزار و پيران با اعتبار كه ملجأ انام و مرجع خواص و عوام باشند كه آحاد سپاهى و رعيت را هريكى هوسى در سر و طمعى در خاطر ، اگر طبع كسى را برآرد ، خاطر ديگرى از او برنجد ، پس دوستان كم و دشمنان بسيار شوند ، پس چون جماعتى از خاصان درگاه و اميران سپاه بر خلاف شخصى برخاسته و محضرها بر خيانت او آراسته باشد ، پادشاهان را گذشت از سياست او خلاف طريقه ملك‌دارى و مخالف رسوم سلطنت و شهريارى است و بعد ازين تشبيبات ، كيفيت حالات جناب حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله شيرازى را بدين نمط مىنگارد كه : جناب حاجى مزبور از بزرگ‌زادگان شيراز است « 2 » و نسب خانوادهء او در السنه و افواه به اين طريق مذكور است كه جد اعلاى آنها از خاندان حاجى قوام الدين شيرازى معروف ، مستوره‌اى را در عقد ازدواج خود درآورد و اولاد او نسلا بعد نسل به حاجى قوام الدين منسوب شدند كه خواجه حافظ عليه الرحمه در حق او فرموده است : درياى اخضر فلك و كشتى هلال * هستند غرق نعمت حاجى قوام « 3 » ما و فارسنامه‌نويس گويد : اعتقاد جماعتى از معمرين اهل شيراز بر آن است كه سلسلهء جناب حاجى معزى اليه از اولاد ذكور حاجى قوام الدين مشهورند « 4 » و در هر حال از نسل او خواهند بود و حاجى محمود جد حاجى ابراهيم خان در زىتجارت ثروتى مالا كلام داشت و در اواخر دولت صفويه مسجدى و مدرسه‌اى در محله بالاكفت شيراز بساخت و املاكى را بر آن

--> ( 1 ) . درباره مؤلف اين كتاب در ذكر منابع فارسنامه گفتگو شده است . ر ك : مقدمه همين چاپ از كتاب و در جلد دوم فارسنامه ناصرى نيز در ذكر بزرگان محله بازار مرغ شيراز از او سخن رفته است . ( 2 ) . شرح مفصل احوال حاجى و خاندان او را در صدر التواريخ ، ص 11 تا 43 ، روضة الصفا ، ج 9 ، ص 367 ببعد و ناسخ - التواريخ ، ج 1 ، ص 63 ببعد ، بخوانيد . ( 3 ) . متوفى به روز جمعه ششم ربيع الثانى 754 . حافظ راست در مرگ او : سرور اهل عمايم شمع جمع انجمن * صاحب صاحبقران خواجه قوام الدين حسن سادس ماه ربيع الاخر اندر نيم روز * روز آدينه به حكم كردگار ذو المنن مرغ روحش كوههاى آشيان قدس بود * شد سوى باغ بهشت از دام اين دار محن هفتصد و پنجاه و چهار از هجرت خير البشر * مهر را جوزا مكان و ماه را خوشه وطن ( 4 ) . در ذيل گيتىگشا ، ص 339 تا 344 ، او را يهودى الاصل جديد الاسلام دانسته است .